he!! ye roozaee ye chizee mineveshtim in to0
ajab
he!! ye roozaee ye chizee mineveshtim in to0
ajab
امتحان دوستت دارم اما....
اضطراب نمیگذارد
نه گرمایت را حس کنم
نه آرامشت را....
هانس کریستف بوخ
بر اوج گاه هراس درنگ کوتاه ناسنجیدنی شکل می گیرد. نوعی
سکون ناچیز باد:قاتلان و مقتولان به روشنی از ضمیرشان آگاه
می شوند.هر دو بازمی شناسند
تداوم پیگیر تقلای کشتن و کشته شدن
قضیه این است!!!
آگلا یا وترانی
زن و مرد عاشق هم بودند و یک بچه هم برای خود خریدند.
بچه زبل و خانگی است.
وقتی پدر و مادر سر کار می روند بچه را توی جعبه ی کوچکی می گذارند.
روز جمعه دوباره درش می آورندو
پشت پنجره می گذارند!
آگلا یا وترانی
بچه عروسک را توی چمدان می گذارد.
مادر بچه را توی چمدان می گذارد.
پدر مادر و خانه را توی چمدان می گذارد.
خارج پدر را با چمدان توی چمدان می گذارد.
همه چیز برگشت می کند.
توی جنگل.پنهان هستند:
۱عروسک ۱بچه ۱مادر ۱پدر ۱خانه ۲چمدان
۱گریز!
خاطرم بماند
و تو هر شب دعا می کنی
که فراموش کنی!
خاطراتمان چه بلاتکلیف اند!!!![]()
که برای بر افروختن ستارگان هزارعشق
فزون است
در نا شنوایی گوش تو خفه ام خواهد کرد!!!شاملو
سلام دوستان!دوست دارم نظرتون راجع به این شعر بدونم!
منتظرم...زود بگو![]()
ای دوریت
آزمون تلخ زنده به گوری!!!!!![]()
![]()
سهمی از آسمان و خدایش نبرده ای
حتما تو هم برای نمونه فقط دو روز
کش ضربه های نحس زمان را شمرده ای
وقتی شبانه غم به دلت خانه می کند
یعنی که زمین و زمان زخم خورده ای
کوچه صدا نمی کندت خانه خالی است
رویای خود به بستر بی جان سپرده ای
فکرت سیاه می شود و خسته از همه
در مشت خود چه نرگس زردی فشرده ای
پایت به جاده های خدا هم نمی رسد
سهمی از آسمان و خدایش نبرده ای!!!![]()
در
دور دست ترین
جای
جهان
ایستاده ام
کنار تو!!!!